محمد ابراهيم آيتى

457

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

مادهء شيرده خود كرده بود كه در ناحيهء « جمّاء » [ 1 ] مىچريدند . پس هشت نفر از گروه « قيس كبّه » ، از قبيلهء « بجيله » [ 2 ] به مدينه آمدند و اسلام آوردند ، اما در مدينه رنجور شدند و بيمارى طحال گرفتند و بدين جهت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - آنان را فرمود : به چراگاه شتران روند تا با نوشيدن شير شتر و غيره بهبود يابند . پس به چراگاه شتران رفتند و چون پس از مدتى كه در آنجا بودند تندرست و فربه شدند ، بر « يسار » شبان رسول خدا تاختند و او را سر بريدند ( و به قولى : دست و پاى او را بريدند ) و خار در زبان و چشمان او فرو بردند و پس از كشتن او پانزده شتر شيرده پيغمبر را بردند . رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « كرز بن جابر فهرى » را با بيست سوار در تعقيب آنان فرستاد . « كرز » و اصحاب وى دشمن را اسير كردند و شتران پيغمبر را جز يك شتر كه او را كشته بودند پس گرفتند و به مدينه آوردند . در اين موقع رسول خدا در غابه بود [ 3 ] ، پس آنان را در زغابه نزد رسول خدا آوردند ، رسول خدا فرمود تا : دست و پاى ايشان را بريدند و چشمشان را كور كردند و همانجا به دارشان زدند . و چنان كه روايت كرده‌اند : آيه‌هاى 33 - 34 سورهء مائده در اين باره نازل شده است . « كيفر آنان كه با خدا و رسولش مىجنگند و در زمين از راه فساد كوشش مىكنند ، جز آن نيست كه كشته شوند ، يا دار زده شوند ، يا دستها و پاهايشان به خلاف يكديگر بريده شود ، يا از زمين رانده شوند ، آن مر ايشان را در دنيا رسوائى است و آنان را در آخرت عذابى است بزرگ » ( 33 ) . « مگر آنان كه پيش از آن كه بر ايشان دست يابيد ، توبه كرده باشند پس بدانيد كه خدا آمرزنده‌اى مهربان است » ( 34 ) .

--> [ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 290 . م . و در طبقات گفته است : در ذى الجدر واقع در ناحيهء قباء نزديك عير در شش ميلى مدينه ( ج 2 ، ص 93 . م . ) . [ 2 ] - در طبقات : هشت نفر از عرينه ( ج 2 ، ص 93 . م ) . [ 3 ] - و به قولى : در راه بازگشت از غزوهء ذى قرد ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 290 . م . ) .